ندانمت به حقیقت که درجهان به که مانی - آواز افشاری و عراق - استاد تاج اصفهانی
يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۳۷ ق.ظ
غزل سعدی
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی
جهان و هر چه در او هست صورتند و تو جانی
به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت
که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی
مرا مپرس (مگوی)که چونی به هر صفت که تو خواهی
مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی
مرا گناه نباشد نظر به روی جوانان
که پیر داند مقدار روزگار جوانی
تو را که دیده ز خواب و خمار باز نباشد
ریاضت من شب تا سحر نشسته چه دانی
- ۹۵/۰۳/۲۳